چراغ قرمز..
.
از تو شکایت به رضا ببرم...به علی و حسین، به زهرا ببرمخود مبتلا کردند به تو، مرا...کز ضمانت حواله پی دعوا ببرم..قرار بود نشینی به دل، که نشست...بعد دل بردنت از من، پی یقما ببرم!نشان به نشان،کمین به کمین...ای علی شاه نجف، حاجتم کن روا ببرمشکست و سوخت دل و جان مراروم به کربلا، که مرده را به شفا ببرم...شب است و من و عباس و این سرماعلمدار، عموی رقیه، قرار بود که حنا ببرم!
MMQ