دیشب انگار کسی امده مهمانی منسر به بالین زده و دست کشیده سر منکاش بیدار شوم چشم ببیند رخ توای که مهمان شده ای وقت سحر در دل منامدی ، رفتی و یک جمله نگفتی با منماندم حیران که، که بودی و چه کردی با منبی صدا رفت و چه آرام که بیدارم کردذکر حق را به لبم دوخت و تنهایم کرد
م م. 16 دی
.