زائر امام رضا (ع)
.
Mən Özüm Gedərəm - Çinarə Məlikzadə
یا کُنج قفس یا مرگ این بخت کبوتر هاستدنیا پُل باریکی بین بد و بدتر هاستاما منه امروزی کابوس پُر از خواب استتکلیف شب و روزم با دکتر اعصاب استبا من همه غمگینند تا طالع من این است
یک هستی سردستی در بود و عدم بودم
این خاصیت عشق است باید بلدت بودم
آن نیمه ی پُر رنگم در کودکی اش مانده
ای بر پدرت دنیا هیچ از باغ جوان، مانده
هر شعبده ای دستش رو میشد و لو میرفت
آن خانوم اقیانوس کابوس به جان میرفت
هر پیچ و خم کارون تا بند کمربند بود
با جهد چه جادویی لبخند دهانم بود !؟
علیرضا اذر (خلاصه با کمی ویرایش)
بعد چندین مدت، سفر به سمت مشهد..
اول به زیارت معصومه خاتون:
از سمت سمنان به مشهد رانندگی کردیم تا برسیم به مشهد توی مسیر از ظرف های یادگار دوران بچگی هامون استفاده کردیم دل هوای دوران کودکی داره:
داخل گل های روی ضریح رو تعویض میکردن:
توی مشهد نادرشاه افشار از اجداد یکی از دوستان هم مسیری مون بود:
این سفر مشهد خیلی فرق داشت، یجوری بود.. غریب تر از غریب...
سنگ مرمر حرم در حال تعمیر بود که اتفاقی شد برام یادگاری از امام رضا و:
مسیر به سمت شمال ایران و ساحل دریای خزر:
به تهران برگشتیم برای کار اداری و دیدن ایران مال: