دلتنگی یعنی کربلا بارون گرفتهچند ساله نوکر درد بی درمون گرفتهدلتنگیاشو پای این پرچم آوردهلیلا خبر داری دل مجنون گرفتهتویی فقط پناه من ای روشنی راه منتو رو ازم گرفته بود یه مدتی گناه من
.
دیدید گفتم که رضاجان خودش حواسش هست به همه حتی اگه دعا نکنیم و ازش چیزی نخواییم هم خودش میدونه توی دلمون چی میگذره..
افتخار خادمیشو داد
طوفان دلم رو آروم کرد
پاهامو برگردوند..
برات کربلامو هم توی ایام فاطمیه داده...
دوتا چیز کلا مونده ته دلم ، میدونم اونا رو هم رضاجان کاملا میدونسته از قبل..
حتما حوالم کرده از عراق بگیرم...
گریه ام میگیره که من با این همه گناه با این همه بد بودنم توفیق دادن به این ایامی که همه اهل بیت اینجا هستن دعوت بشم