گمانم آخر قصه، من و این درد تنهایی
بماند بر دلم آخر که بینم چهره ماهت...
دلم تنگ است و میدانم جفا کردم به ماه دل
به حق نام زیبایت ببخش ظلمم ببخش ماهم
منم شرمنده ی رویت ندارم چاره جز مردن
دعا کن تا بمیرم من که شاید حل شود مشکل...
..
این داستان به شیوه سورئال نوشته شده لذا ابتداعا اعلام میکنم که هیچ کدام از شخصیت های داستان حقیقت ندارند و خیالی در قصه است.لطفا هیجان خود را کنترل کنید
.