بی وفا
Password رمز ؟





ماه جان بی وفایم ببخشم... زندگیم بهم ریخته

تمام شب به بی وفاییت فکر میکردم

چند سال پیش تو همیشه از وفای خواهر و عشقش حرف میزدی که چندساله با همه سختی ها وفادارشه..

من تو رو دوقلوی خواهرت میدونستم...

--

این داستان به شیوه سورئال نوشته شده لذا ابتداعا اعلام میکنم که هیچ کدام از شخصیت های داستان حقیقت ندارند و خیالی در قصه است.لطفا هیجان خود را کنترل کنید

--

فکر میکردم تو هم باوفایی..


دل ساده من کجا خبر داشت که همین که بهتری ببینی قبلی رو میندازی دور...

.