عروس داماد
Password رمز ؟





آمدم حرم امام رضا که دلم آروم بگیره از اینکه دیگه ندارمت..

اما امام رضا هم انگار دیدن من و تو رو کنار هم دوست داره

هرجای حرم امام رضا که چشم میدید عروس و داماد بود

الهی همه عروس دامادها خوشبخت بشن...

همیشه دلم میخواست عقد من و ماه بانو جان توی حرم باشه

کجایی زندگیم؟

بهت حق میدم..

حق میدم که برای یه عمر زندگی یه شوهر همه چی تمام بخوای پیدا کنی...

حق میدم بهت که تو لایق بهترین ها هستی..

ملکه خرمشهر من..

--

این داستان به شیوه سورئال نوشته شده لذا ابتداعا اعلام میکنم که هیچ کدام از شخصیت های داستان حقیقت ندارند و خیالی در قصه است.لطفا هیجان خود را کنترل کنید

--