دیوونت کردم
Password رمز ؟





با خاطرات...

--------------------------

+بله بفرمایید
سلام رئیس خوبی ببخشید
+با کی کار دارین؟
+خواهش میکنم
با رئیس
+همچین کسی رو نمیشناسم
عب نداره رئیس من واقعا شرمنده شدم خواهرم زنگ زد گفت بیا پایین من ماشین گذاشتم و اومدم خیابون پایینی البته برمیگردم تا اون موقع درستون بخونید منم امیدوارم ماشین منو نزنه
+بوخوونم؟
درستون بخونید که من مزاحم نشم زیاد
+به تو چه
ها
+به تو ربطی نداره
چرا ربط داره به اینده من که بتونم به یه بهونه بیام دفتر بشینم
+نمیخوام این بهونه رو بهت بدم ، مرسی مامان
یه ایه هست اهدنا صراط مستقیم
+خوبه که داری به راه راست هدایت میکنی؟
اره دیگه
+ازت بدم میاد تو بزرگترین دشمن منی باید بکشمت
نه دیگه در این خد
+اره میکشمت عمو قربان هم کمکم میکنه
اون ادم شوخی هست اغفال میکنه ادمو
+خاک تو سرم اگه اغفال یه پیرمرد بشم
نه نه منظورم اینه که سرتو شیره میماله
+من خودم تشنه میبرمت لب چشمه تشنه برمیگردونم
نه تو همچین ادمی نیستی
+میتونم ، ببین الان تو رو دیوونت کردم
نه
+انصافا
ننننه
+اره جون خودت با اون ننننه گفتنت دروغگو
+من خودم حقیقت رو میدونم میگیی نننه این یعنی دروغ میگی
من اصلا دروغگو نیستم
+تا حالا کسی بهت گفته؟ تو خیلی بهم دروغ گفتی ولی بروت نیاوردم
باز دمت گرم به روم نیوردی
+ضایع بودی وقتی دروغ میگفتی بخدا راست میکم به روت نیاوردم این هنر یه وکیله
تو وکیلی؟
+اره نیستم؟
اخه یه بار گفتم بت وکیل گفتی نگو
+نگو نگو بزا بشم بعدا بگو فعلا بگو رئیس
+اگه گفتی دارم چی میخورم؟
تق تق تق..بادومه
+نه اگه گفتی
یه بار دیگه تق تق تق آبنبات چوبی؟
+ابنبات چوبی اینجوریه صداش؟؟ تخمه اس تخمه بی سواد
-------------------------------

این داستان به شیوه سورئال نوشته شده لذا ابتداعا اعلام میکنم که هیچ کدام از شخصیت های داستان حقیقت ندارند و خیالی در قصه است.لطفا هیجان خود را کنترل کنید

--

.